مقالات آموزش بازارهای مالی, آموزش ترید, آموزش خرید ارز دیجیتال, ارز دیجیتال, روانشناسی ترید و مدیریت احساسات, مدیریت سرمایه

بررسی در معامله ها؛ چطور دچار اشتباه در معامله نشویم؟

Untitled 1 15
چنانچه در بازارهای مالی معامله انجام می‌دهید یا به‌ اصطلاح «تریدر» هستید، به خاطر می آورید که دلیل آخرین زیان تان چه بود؟ آیا آن را جایی یادداشت کرده اید؟ چنانچه پاسخ خیر است، یک خبر بد و یک خبر خوب برایتان داریم. خبر بد اینکه اگر تاریخچه معاملات خود را بازبینی نکنید، احتمالاً نمی‌توانید اشتباهاتی را که سبب زیان شما شده‌اند، به‌ خوبی رفع کنید.
 
ولی خبر خوب این است که با مطالعه این مقاله قادر خواهید بود برای حل این مشکل اقدام کنید و به درک درستی از چگونگی مدیریت و بررسی معامله های خود برسید.
 
به راستی اگر می‌خواهید بدانید یک معامله گر کار بلد و حرفه‌ ای چطور معاملات خود را بررسی می‌کند، این مقاله به سوال های شما در این حوزه پاسخ میدهد.

مبارزه معامله گران در میدان معامله

بررسی در معامله
 
بوکسورهای حرفه‌ ای را چند لحظه تصور کنید. آنها در مدت نبرد به مشت‌ ها و ضرباتشان فکر نمی‌کنند؛ چراکه قبلاً با انجام تمرین، چهارچوب‌ های فکری و برنامه‌ریزی‌ های خود را مشخص کرده‌اند و حالا نوبت به اجرای این آموزش‌ها رسیده است.
 
میدان سرمایه‌ گذاری هم دست‌ کمی از نبردهای تن‌ به‌ تن ندارد. با اینکه معامله گرها با چند کلیک روی موس کار خود را انجام می‌دهند؛ منتها پیش از آن مثل ورزشکاران حرفه‌ ای در معاملات خود آماده شدند. فراموش نکنیم پای پول‌ هایی که با زحمت به دست آمده وسط است. چنانچه برنامه معینی برای معامله گرها و مدیریت آنها نداشته باشیم دیر یا زود شکست خواهیم خورد.
 
همچنین، یکی از راه‌ های پیشرفت در معاملات، بررسی معامله های قدیم و به‌ طور کلی کارکرد معاملات است. از آنجا که ما در همان لحظه اشتباهاتمان را متوجه نمی‌شویم و از این رو فقط به بُعد کوچک‌ تری از هر معامله دقت می‌کنیم، در هنگام یک معامله نمیتوانیم تصویر بزرگتری را از بایدها و نبایدها در ذهنمان تصور کنیم.
 
وقت انجامِ معامله، دیگر زمان فکر‌ کردن به برنامه‌ ها، تغییر اهداف و مشخص کردن سود یا حد زیان نیست. به راستی این‌ موارد باید به تحلیل‌ های بعد از معامله سپرده شوند؛ همان نقطه از زمان که احساسات و افکار مورد نظر معامله نیست.
 
فراموش نکنید این نیاز نیست که تنها به معامله هایتان نگاه کنید و از شکاری که کرده‌ اید لذت ببرید یا در زمان بازبینی اشتباهات خود چند جمله روانشناسی و انگیزشی را با خود تکرار کنید؛ همه‌ چیز باید معلوم و نوشته شده باشد.

علاوه بر این که برای انجام معامله های خود برنامه‌ معینی دارید،

فرایندی صحیح را به بررسی و بازبینی معاملات‌ خود تعلق دهید.

مستقیم به سمت شیوه کار میرویم:

۱. مدیریت داده ها و تاریخچه معامله

بررسی معامله
 
جهان اقتصاد و تجارت هنوز نتوانسته است خود را با پیشرفت فناوری و امکانات روز همقدم کند و از توانایی های موجود در این مسیر به روش مناسب و کاملی استفاده کند.
 
به طور مثال، پلتفرم‌ های معامله ای مثل بایننس، کوکوین، ThinkOrSwim یا IBKR TWS با وجود معروفیت بسیار بین سرمایه‌ گذاران، هنوز هم به علت عرضه نکردن شیوه های مؤثر برای چهارچوب‌ بندی داده‌ها و بازبینی معامله ها کاستی و اشکالات عمده‌ ای دارند.
 
به همین علت، خیلی‌ ها مجبور می‌شوند تاریخچه معاملات خود را در صفحات اکسل وارد کنند که چندان کار بدی نیست؛ اما ابزار های مناسب تری هم وجود دارد.
 
با این حال، چنانچه خوش‌ اقبال هستید و پلتفرم معاملاتی شما ملاک هایی نظیر نسبت شارپ (Sharpe ratio)، فاکتور سود و میانگین برد/ باخت را ارائه میدهد، می‌توانید به این بخش توجه نکنید و از آن عبور کنید.

سرویس های آماده به کار برای بررسی معامله

چنانچه علاقه ندارید برای نوشتن تاریخچه معاملات خود از صفحات اکسل بهره ببرید و نمیخواهید داده‌ها را به‌ شکل دستی وارد کنید، سرویس‌ دهندگانی وجود دارند که برعکس روش رایج، داده‌‌ های واجب را در چهار چوبی مناسب و علمی به معامله‌ گران عرضه میکنند.
 
فرایند این سیستم‌ ها به این صورت است که با اتصال مستقیم به حساب‌ های اصلی سرمایه‌ گذار، سود و زیان را در قالب یک صورت وضعیت به تقاضا کننده میدهند. نکته مهم و شایسته در این گونه خدمات، نمایش داده‌ ها به‌ صورت قابل‌ فهم برای معامله‌ گران است.
 
برای شناسایی با نام و هزینه بعضی از این سرویس‌ دهندگان، فهرستی از آنها را به شما عرضه کرده‌ایم:
 
  • TraderVue: ماهانه از ۳۰ تا ۵۰ دلار
  • EdgeWonk: سالانه ۱۷۰ دلار (از بعضی صرافی‌ ها بازار ارمزارزها پشتیبانی میکند)
  • TraderSync: ماهانه ۳۰ تا ۸۰ دلار
  • Trademetria: ماهانه ۲۰ تا ۳۰ دلار (از بعضی صرافی‌ ها بازار رمزارزها پشتیبانی میکند)
هر یک از این سرویس‌ ها قادرند تاریخچه معامله ها را در چند جدول با نمودار‌ های گوناگون و ارزیابی نسبت شارپ و فاکتور سود، در مقابل کاربران قرار دهند.
 
با اینکه هریک از این پلتفرم‌ ها شکل و ظاهر ویژه به خود را دارند، در آخر همگی پی هدف یکسانی میروند و آن ارائه داده‌ های چهارچوب‌ بندی‌ شده به کاربران است. این سرویس‌ ها اغلب نسخه آزمایشی رایگان دارند و کاربران میتوانند بعد از بازبینی های کافی، برنامه‌ مدنظر خود را انتخاب کنند.

ابداع راهکار ویژه برای خود

همان گونه که قبل تر اشاره کردیم، چنانچه از پلتفرمی بهره برداری میکنید که بعد از انجام معامله تحلیل‌ های مدنظر را در اختیارتان قرار نمیدهد، خودتان باید با صرف زمان و هزینه به‌ دنبال تجزیه و تحلیل این داده‌ ها بروید.
برای انجام این تحلیل‌ ها، آسان ترین و اساسی‌ ترین شیوه این است که داده‌ های مدنظر را در یک صفحه اکسل یا گوگل‌ شیت وارد کرده و با بکار گیری از توابع، این فرایند را نیمه‌ خودکار و پیشرفته‌ تر کنید؛ به‌ صورتی که زمانی داده ویژه ای را وارد میکنید، قسمتی از محاسبات را اکسل برای شما انجام دهد.
 
و از این رو چنانچه برنامه‌ نویس پایتون باشید یا کسی را بشناسید که این مهارت را دارد، می‌توانید با بکارگیری از کوانتوپین (Quantopian) به مجموعه بزرگی از دستورات و توابع در ارتباط با تجزیه و تحلیل سبدهای مالی از راه افزونه پایفولیو (Pyfolio) دسترسی داشته باشید. از نظر کارکرد و امکانات، پایفولیو همانند سرویس معامله گر ویوو (TraderVue) است.
امکان دارد مطابقت دادن صورت شرایط های معاملات شما با پایفولیو اندکی زمان میبرد؛ منتها میتوان به آن به دید یک سرمایه‌ گذاری زمانی نگاه کرد تا سرمایه‌ گذاری مالی روی یک سرویس بررسی معامله!

۲. مرور و بررسی و نظاره کلی

بررسی معامله
 
به همان مثال مبارزه که اول گفتیم برگردیم. در این مرحله، آمار مهم مبارزه را بررسی میکنیم. اینکه چه کسی ضربات بیشتری را به حریف وارد آورده؟ چه کسی کنترل و تسلط بیشتری در زمان مسابقه داشته است؟
 
چنانچه چنین نگرش و دسته‌ بندی‌ ای را برای تاریخچه معاملات خود نیز در نظر بگیرید، می‌توانید آ‌ن‌ها را چهارچوب‌ بندی کرده و از دیدگاه کلی و جزئی بازبینی کنید.
 
حالا برای آنکه متوجه شویم تا چه اندازه در یک معامله پیشرفت داشتیم، فرایند بررسی را با استفاده از شاخص‌ های کلیدی کارکرد، شروع میکنیم؛ یعنیبازبینی می‌کنیم که کارکرد معامله های ما بر پایه ملاک های گوناگون چطور بوده است.
 
اما کدام ملاک ها را باید بازبینی کنید؟ مهم‌ترین‌ شان عبارت‌ اند از:
 
  • فاکتور سود: فاکتور سود، نسبت ریسک به پاداشِ حقیقی شماست. به‌ عبارت دیگر، نسبت جمع کل سود به جمع کل زیان (شامل کارمزد) است. مثلا، چنانچه فاکتور سود در معامله عدد ۲ باشد، یعنی کل سود ۲ برابرِ کل زیان است. برای فهم بهتر فاکتور سود، این را در نظر داشته باشید که فاکتور سود در حقیقت توقع شما از یک معامله است. به طور مثال، چنانچه فاکتور سود یک معامله را ۴ در نظر بگیرید، شما توقع دارید با سرمایه‌ گذاریِ ۲ دلار، سود ۴ دلاری دریافت کنید.
  • نسبت شارپ: نسبت‌ شارپ به راستی نسبت بازده به ریسک است و یک سرمایه‌ گذار با بکارگیری از این شاخص میتواند متوجه شود که سود یک معامله نسبت به ریسک آن باید چقدر باشد. به زبانی راحتتر، هرچقدر نسبت شارپ یک معامله بالاتر باشد، استراتژی بکار گرفته شده در این معامله مطلوبتر بوده و با ریسک کمی رو به رو خواهیم بود. تصور کنید می‌توان راهبردی با بازده ۴% در سال و نسبت شارپ بالای ۲ داشته باشید. با این وضعیت بازده‌ های بالاتری را هم میتوان کسب کرد، چرا که نسبت شارپ به ما میگوید برای رسیدن به بازده بیشتر ریسک اندکی کافی است. منتها اکنون استراتژی با بازده ۱۰۰% با نسبت شارپ کمتر از ۱ را در نظر بگیرید. بر اساس نسبت شارپ، استراتژی در نظر گرفته‌ شده خوب نیست، چراکه برای رسیدن به همچین بازدهی حتما باید ریسک بیشتری کنید. برای رمزارزها، محاسبه نسبت شارپ سخت تر است. به این منظور میتوانید از ابزارهای آماده‌ ای نظیر مساری بهره ببرید. در این وب‌ سایت مشاهده نسبت شارپ رمزارزها در مدت زمانی حداقل ۳۰ روزه ممکن است.
  • منحنی سرمایه: منحنی سرمایه (Equity Curve) در واقع نمودار رشد سرمایه معامله را نمایش میدهد، به طور مثال اچنانچه یک هفته پیش سرمایه معامله شما ۱۰۰ دلار بوده است و این هفته ۲۰۰ دلار، این داده‌ ها را میتوان روی نمودار رسم کرد. این پارامتر گنگ نیست هد.و هر فردی بدون داشتن اطلاعات کافی و ویژه ای قادر است بازبینی کند که در معامله ها قوی عمل کرده است یا ضعیف.

توضیح کامل هرکدام از مفاهیم بالا در این مقاله امکان‌ پذیر نیست؛ اما با کمی جستجو و تحقیقات

بیشتر در سطح اینترنت می‌توانید به فهم و درک درستی از هر یک برسید. از این رو، به‌ خوبی درباره

هرکدام از این مفاهیم تحقیق کنید تا در محاسبه روی آنها تسلط داشته باشید.

بعضی ها امکان دارد بگویند نسبت سود و ریسک سورتینو (Sortino Ratio) در تخمین و برآورد کارکرد استراتژی‌ های معامله ها کوتاه‌ مدت، بهتر پاسخ میدهد یا فاکتور دیگری برای برآورد استراتژی مناسب‌ تر است. باید گفت بله درست است؛ ما شاخص‌ های متفاوتی برای بازبینی عملکرد داریم منتها اغلب قریب به اتفاق پلتفرم‌ ها ۳ ملاک فاکتور سود، نسبت شارپ و منحنی سرمایه را به‌ عنوان پارامترهای اصلی در نظر گرفته‌ اند.

اول با منحنی سرمایه که از پایه همان روند سود و زیان انعطاف‌ پذیر (Rolling P&L) است، آغاز میکنیم.
 
قطعا هر معامله‌ گری علاقه دارد که منحنی سرمایه او به‌ طور دائم روند صعودی داشته باشد؛ منتها این مسئله همواره رخ نمیدهد و رخ‌ن دادن چنین مسئله ای هم لزوما معنای انجام معاملات ناتوان نیست.
 
شناخت با منحنی سرمایه و فهم شکل آن برای مواجهه با وضعیت های متفاوت و فراز و نشیب‌ ها در آینده از ارزش خاصی برخوردار است. خیلی از ما دوره‌ های معاملاتی بدی را سپری کرده‌ ایم و با زیان هایی بزرگ و اجتناب‌ ناپذیر رو به رو بوده‌ ایم؛ مهم این است که در بلند مدت شاهد روند صعودی در نمودار سرمایه باشیم.
 
در اینجا بعضی از فاکتورهای کلیدی که در هنگام تحلیل نمودار سرمایه  حتما باید به آنها توجه داشت، اشاره میکنیم:
 
  • سبک معاملاتی
  • روند بلند  مدت
  • افزودن راهبردهای بیشتر
  • فاکتور سود

شیوه معاملاتی

اولین قدم آگاهی از نوع و شیوه استراتژی معاملاتی است که برای خود در نظر گرفته‌ اید. آیا به‌ دنبال سودهای بزرگ و زیان های کوچک هستید یا موفقیت‌های کم ولی مستمر گزینه انتخابی شما است؟
 
چنانچه با مزیت ها و عیب های استراتژی معاملاتی خود شناختی ندارید، تجزیه و تحلیل بعد از معامله هم برایتان اهمیت نخواهد داشت. به طور مثال، چنانچه راهنمایی که به کار گرفته‌ اید همانند فروش در نوسانات (Selling Volatility) یا به‌ اصطلاح قدم های کوتاه باشد، احتمالاً زمانی که در یک معامله ۷۵% سود کرده‌ اید، خود را گول می زنید که یک فرد تیزهوش در تجارت هستید، منتها رو به رو شدن شما با یک زیان بزرگ، باعث گیجی و تعجب شما خواهد شد. علت این حیرت، دقت نکردن به خصوصیت های معاملات نوسانی است؛ معاملاتی که احتمالا سود سرشاری سهمتان کنند، اما شکست‌ های بزرگ نیز همیشه در کمین آنهاست.
 
معامله‌ گران حرفه  ای و با تجربه‌ ای هم که در بازار اختیار یا آپشن فعالیت می‌کنند، اعتقاد دارند که سود و ضرر در بسیاری از معاملات از ۲ ضابطه «موفقیت‌ های کوچک متنوع با زیان های سنگین کم‌ تعداد» یا «زیان های کوچک متنوع با موفقیت‌ های بزرگ کم‌ تعداد» پیروی میکنند.
 
چنانچه دقت کرده باشید، میبینید که هرکدام از انواع معاملاتمزیت ها و عیب های خاص خود را دارد که باید در انتخاب آنها توجهخاصی داشت. چنانچه توقعات حداقلی برای سنجش و برآورد کارکرد خود نداشته باشید نمی‌توانید متوجه بشوید آیا استراتژی و شیوه معاملاتی که دنبال میکنید  رضایت‌ بخش بوده است یا خیر.

روند بلند مدت

در معاملات بلندمدت میتوان از اندیکاتورهایی مثل میانگین متحرک یا خط روند استفاده کرد. با اینکه هر استراتژی با دیگری فرق میکند و هیچ راهبردی وجود ندارد که درهمه زمینه‌ های معاملاتی بهینه باشد، چنانچه در انبوهی از معامله ها درگیر اشتباه شدید و یا روند ترسیمی در این میان نزولی بود، باید استراتژی‌ های معاملاتی خود را دوباره  برآورد کرده یا در خصوص کارکرد از آنها تجدید نظر کنید.
 
البته در این بین استثنائاتی نیز وجود دارد. به طور مثال،چنانچه با شیوه ای مثل بازگشت به میانگین (Reversion Trading) معامله می‌کنید، این احتمال وجود دارد که با برخورد به دوره‌ های کم‌ دامنه، چند ماه در انتظار بازگشت روند اولیه معاملات خود باشید. این صبر و انتظار الزاماً به‌ معنای ایجاد تغییر در راهبرد نبوده و فقط  بیانگر استراتژی‌ های مرسوم در معاملات است.

اضافه کردن راهبردهای بیشتر

چنانچه تنها با یک شیوه مانند نوسانات کوتاه یا معاملات جفتی، معامله میکنید، در صورت هماهنگ‌ نبودن جو حاکم بر بازار با نمونه معاملاتی شما، باید منتظر نشسته و نظاره‌ گر اُفت‌ های بلند مدت بازار باشید.

چنانچه میلی به پیچیده‌ کردن کار خود ندارید و قادرید روند نزولی را تحمل کنید، بر این اساس خوب است صبور باشید تا این وضعیت سپری شود.

اگرچه بسیاری از معامله‌ گران هم هستند که راهبردهای مختلف را به‌ منظور خروج از سیر نزولی انتخاب میکنند.

به طور مثال، چناچه با استراتژی سرمایه‌ گذاری در جهت بازار (Momentum Strategy) معاملات خود را انجام می‌دهید، میتوانید راهبرد بازگشت به میانگین را هم همچون کامل کننده‌ آن اضافه کنید، زیرا هنگامی که  استراتژی اول از شکل مطلوب خود خارج می‌شود،نمونه های بازگشت به میانگین می‌توانند سودآور باشند.

چنانچه روی درآمد حاصل از معامله برای گذران زندگی‌ تان حساب کرده‌ اید، باید از چند راهبرد بهره بگیرید؛ منتها چنانچه این مسئله برای شما مصداقی ندارد اجباری به انجام‌ دادن آن نیست.

به این مسئله فکر کنید که چه مدت زمانی برای دگرگونی و تکمیل راهبرد معاملاتی خود صرف کرده‌ اید و حالا هم میخواهید یک راهبرد جدید را که در اختلاف با برنامه‌ های قبلی شما است به کار بگیرید و در ضمن استراتژی‌ قبلی خود را هم بهینه کنید. معلوم است که چنین امری شایسته وقت و حوصله بسیاری بوده و برای اشخاص مبتدی و افرادی که معاملات را به‌ طور همیشگی دنبال نمیکنند مناسب نیست.

فاکتور سود

رونالد اچ. کاس اقتصاد دان برجسته بریتانیایی نقل قول معروفی دارد که می‌گوید:
 
«چنانچه به‌ میزان کافی با داده‌ ها کلنجار بروید، در آخر آ‌نها همه‌ چیز را خواهند گفت.»
 
پشت هر کدام از داده‌ ها دنیایی از نکته ها و خصوصیت ها نهفته است که نباید بدون توجه از آنها گذر کرد. یکی از این موارد فاکتور سود است.
 
فاکتور یا شاخص سود در اصل نسبت سود به ضرر محقق‌ شده را محاسبه می‌کند. به طور مثال، ضریب سود ۱ به این صورت تفسیر می‌شود که شما معامله ضعیفی را انجام داده‌ اید و چنانچه این روند ادامه پیدا کند احتمال شکست برای شما وجود دارد. بسیاری از نرم‌ افزارهای تجزیه‌ و‌ تحلیل، فاکتور سود را با یک عدد ثابت به کاربر نمایش ‌میدهند که این اندازه بر اساس بازبینی همه معاملات انجام گرفته محاسبه می‌شود.
 
با اینکه چنین داده‌ ای با ارزش است؛ این ملاک هم اطلاعات چندانی را در خصوص اندازه پیشرفت و تغییرات قابل توجه در سبک معاملاتی که انتخاب کرده‌ اید، در اختیارتان قرار نمیدهد.
 
در عوض، وقتی که فاکتور سود را برای معاملات پیشین خود آن هم به‌ شکل انعطاف‌ پذیر (Rolling) در نظر بگیرید، می‌توانید تغییرات در کارایی و بهره‌ وری در معاملات انجام شده را در طول زمان مشاهده کنید. البته این پارامتر را هم نباید با دید ریز بینانه‌ ای بررسی کرد، چراکه تمامی استراتژی‌ ها در طول زمان فراز و فرود‌ های خود را دارند و امکان دارد در مقطع ویژه ای مقدار فاکتور سود شما درگیر این تغییرات شود.

نسبت شارپ

نسبت شارپ (Sharpe Ratio) فرمولی ریاضی است که ویلیام اف. شارپ، یکی از ابداع‌ کنندگان مدل قیمت‌ گذاری دارایی‌ های سرمایه‌ ای (CAPM)، آن را طرح کرد.

کاربرد نسبت شارپ برای ارزیابی سرمایه‌ گذاری‌ ها یا مقایسه استراتژی‌ های اتخاذ شده با یکدیگر است. بیشتر اوقات یک راهبرد با بازده کم می‌تواند «بهینه»‌تر از راهبردی با بازده بالا باشد، ، چراکه به ازای هر واحد ریسک، بازده بیشتری دریافت میکنید. بر اساس قواعد مرسوم علم اقتصاد، بهتر است از یک راهبرد با بازده کم و نسبت شارپ بالا در قیاس با یک استراتژی با بازده بالا و نسبت شارپ پایین استفاده شود.

برای دید بهتر به استراتژی‌ های خود و اقدامات و هزینه‌ هایی که کرده‌ اید، خود را در نقش یک ثروتمند و سرمایه‌گذار درصندوق های پوشش ریسک تصور کنید که به‌دنبال وضعیتی مناسب برای سرمایه‌ گذاری است.

تصور کنید در برابر شما ۲ صندوق‌ پوشش ریسک برای انتخاب قرار دارد. یکی دارای استراتژی‌ های خاص و ویژه ای بوده و در ضمن مدیری معروف هم سکان‌ دار هدایت این مجموع است و دیگری صندوقی با استراتژی مشخص، تاریخچه‌ ای واضح در زمینه ریسک، سود و بازده است که البته ویژگی ویژه و برجسته‌ ای هم ندارد.

اکون تصور کنید با انتخاب صندوق اولی که شامل خصوصیت های ویژه ای مثل اجرای معاملات به شکل دستی، تحقیق و پژوهش و اجرای اصول روان‌ شناختی است؛ شما مجبور به پرداخت هزینه‌ های بالایی خواهید شد و درآخر هم یک نسبت شارپی ۰/۸ حاصل کارتان خواهد بود. از طرف دیگر، یک شاخص سهام فرضی را که هیچ ویژگی خاصی ندارد و نسبت شارپ ۱ را به شما عرضه کند فرض کنید. در این بین این سوال مطرح میشود که چه علت منطقی وجود دارد که شما به‌خاطر ویژگی‌ های ویژه و نسبت شارپ پایین، زیر بار چنین هزینه‌ های سنگینی بروید؟

پس منطقی است که پول خود را در یک صندوق مبتنی بر شاخص قرار دهید یا اینکه به‌ دنبال یافتن استراتژی‌ های مناسب تری باشید. هنگامی که از چنین جایگاهی به راهبردهای معامله خود نگاه کنید و وضعیت گوناگون را با یکدیگر مقایسه کنید، از آن دید محدود که فقط متمرکز بر بالا رفتن منحنی سرمایه است، خارج شده و میتوانید جزئیات و نکات بهتری را بر اساس داده‌ ها به دست آورید.

۳. بررسی یک معامله مشخص

بررسی معامله
 
با مثال مبارزه موضوع را ادامه می‌دهیم. چنانچه بررسی کلی ما مشابه درنظر گرفتن پارامترهای نبرد بوکس مثل حملات تأثیرگذار، محاسبه مدت زمان تسلط و چیرگی و مواردی از این دست باشد، در واقع ما علاوه بر در نظر گرفتن استراتژی‌ های خود، مواجهه فردی با حریفان را هم تحلیل و ارزیابی می‌کنیم.
 
بررسی کلی با استفاده از معیارهای اساسی، محلی برای سنجش راهبردهای شماست و بررسی یک یا چند معامله محدود به‌ معنای ممیزی کل استراتژی‌ تان نیست؛ بلکه تنها اجرایی‌ شدن راهبردها مورد بررسی قرار می‌گیرد. براین اساس فقط با بررسی چند معامله، از استراتژی‌ خود دست نکشید و اجازه دهید تا داده‌ها در پلتفرم‌ های تحلیلی اطلاعات کافی را در این خصوص به شما بدهند.
 
قبل از آنکه به سراغ مطلب بعدی برویم، بد نیست به این مسئله اشاره کنیم که میزان «سوگیری پَس نِگری» یا همان عبارت آشنای «من از اول هم می‌ دانستم که همچنین اتفاقی رخ خواهد داد!» در شما تا چه اندازه قوی است؛ چراکه چنین نگرش‌ هایی می‌تواند برای ادامه کار شما بسیار ضررآور باشد. براین اساس در خصوص نگرش خود نسبت به راهبرد هایتان بیشتر مطالعه کنید.
 
در ادامه چک‌ لیستی از معیارهایی را که باید در نظر بگیرید بازبینی میکنیم:
 
  • این ملاک در کدام برنامه قرار گرفته است؟
  • اهداف اولیه این معامله چه بودند؟
  • در زمان معامله زمینه و وضعیت بازار چگونه بود؟
  • آیا از قوانین ورود و خروج پیروی کرده‌ام؟
  • آیا باید این معامله را انجام میدادم؟
  • آیا چیزی را از قلم انداختم؟ آیا علائم هشداری وجود داشت که باید از آنها اجتناب میکردم؟
  • ورود و خروج: آیا فرصت‌ های بهتری برای کم کردن یا اضافه کردن بخش‌ هایی به معامله وجود داشت؟ آیا بر اساس خط‌مشی ترسیمی خود، ورود و خروج را انجام داده‌ام؟
  • آیا ضروریات معامله را رعایت کردم؟
  • آیا از حد زیان استفاده کردم؟
  • آیا از قوانین خود، تخطی کرده‌ام؟ دلیل آن چه بوده است؟
  • آیا در شرایط ذهنی‌ مناسبی برای معامله کردن قرار دارم؟

برنامه یا ست آپ معاملاتی

فقط با نگاه به نمودار به این پرسش پاسخ دهید که این معامله اول با کدام ملاک های اولیه یا ست‌ آپ شما تطابق داشت؟ سپس با نگاه به آنچه اتفاق افتاده داده است از خودتان این سوال را بپرسید که آیا این معامله توانسته معیارهای برنامه شما را برآورده کند؟
 
بسیاری از معامله‌ گران برای تحلیل برنامه‌ های معاملاتی خود معیارهای سفت‌ و‌ سختی مثل «عبور میانگین ۲۰ روزه از میانگین ۵۰ روزه و اندیکاتور X > Y» را دارند، منتها چنانچه شما جزو افرادی هستید که بیشتر به‌ شکل شهودی و بدون توجه به جزئیات و استدلال، معامله میکنید برای تطبیق ملاک های خود با برنامه‌ های معاملاتی‌ تان باید به نمودار‌ و نقطه شروع معاملات بازگردید.
 
بعد از انجام این بازبینی ها این سؤال مهم را از خود بپرسید که چنانچه نتیجه معامله‌ را نمی‌ دانستید، بازهم آن را انجام می‌ دادید؟

اهداف معامله

برای هر معامله باید اهداف ملموسی را مشخص کنید. این اهداف میتواند چند برابر شدن سرمایه‌ شما، رسیدن یک اندیکاتور تکنیکال یا روند نرخ به نقطه‌ ای ویژه باشد. اهداف خود را با نتایجی که به دست آمده مقایسه کنید.
 
چنانچه در معامله‌ ای موفق نبود‌ه‌ اید ایرادی ندارد، اما بررسی کنید که اهدافتان در این معامله تا چه اندازه واقع‌ گرایانه بوده‌ و توانسته‌ اید آنها را به‌ دست آورید یا خیر. آیا بهترین نتیجه‌ را از جهت اهداف به دست آورده‌ اید؟
 
معامله گرهای برجسته‌ ای وجود دارند که در نمودارها یا حین سفارش‌گذاری‌ نکاتی را می‌ بینند که ما قادر به مشاهده این موارد نیستیم. آن‌ها با فشاردادن چند دکمه کیبورد و در مدت زمان کوتاهی یک پوزیشن معاملاتی را برای خود فراهم می‌کنند. چند دقیقه بعد با فشردن چند دکمه دیگر، از آن پوزیشن خارج می‌شوند.
 
اگر از این افراد بخواهید برای شما توضیح بدهند که چگونه این کار را انجام می‌دهند، نمی‌توانند توضیح کاملی ارائه کنند که چه اتفاقی روی داده؛ اما در نهایت پول‌های زیادی به جیب آن‌ها سرازیر می‌شود. بنابراین اگر مهارت‌های چنین افرادی را ندارید، کارهای آن‌ها را تقلید نکنید و سعی کنید بر اساس برنامه‌ و دانش خود به معاملات وارد یا از آن خارج شوید.

محیط بازار

یکی از پارامترهای موثر در موفقیت یا شکست معاملات وضعیت و جو حاکم بر بازار است. به طور مثال، یکی از عامل های مهم برای جذب سرمایه و سرمایه‌ گذاران، شاخص S&P 500 یا عملکرد کلی بازار بورس آمریکا است.
 
این شاخص در واقع عملکرد ۵۰۰ شرکت برتر در بازار را که قسمت عمده‌ ایی از آنها آمریکایی هستند از جهات متفاوتی مورد بازبینی و ارزیابی قرار میدهد. همین شاخص بسیار مهم باعث جهت‌ گیری بسیاری از معامله‌ گران در دنیا است.

به همین دلیل ممکن است شاهد نوساناتی در معاملات خود باشیم که سر منشأ آن به کل بازار برمی‌گردد و عملاً ارتباطی با استراتژی‌های اتخاذشده ندارد.

زمان ورود و خروج به معامله

مشخص کردن و برآورد زمان ورود و خروج از جمله تصمیماتی است که بسته به سبک و نوع معاملات از جایگاه خاصی برخوردار است.
 
به طور مثال، زمانی که یک سهم به بالاترین اندازه سود و ضرر خود میرسد، معامله‌ گرانِ روند با نفروختن سهم خود در این نقاط مهم، احساس  ندامت و نادانی میکنند.
 
بعضی با امید به برگشتن روند و راه‌ های فرار متنوع اقدام به همچنین کاری میکنند و بعضی دیگر پی ثبات بیشتر و کسب سود جزئی در این وضعیت هستند و این یکی از بزرگ‌ ترین آسیب هایی است که این گونه معامله گرها با آن رو به رو هستند.
 
همان‌ طور که قبلتر هم اشاره کردیم، تصمیم اینکه چطور عمل کنید باید قبل از انجام معامله گرفته شده باشد. ولی در زمان بررسی هر معامله، بد نیست به آثار و نتایج این دست از تصمیمات هم دقت کافی را داشته باشید.
 
برای مثال، در هنگام خروج از یک معاملهِ شیوه، پاسخ به این سؤالات را در نظر بگیرید؛ روش و ریشه ی معین شما برای خروج از روند‌ هایی که سریع معکوس می‌شوند، چطور است؟ آیا در این بین فرصتی برای به‌ دریافت سود‌های جزئی خواهید داشت؟
 
با طرح همچنین سؤال‌ هایی قادر خواهید بود برنامه معینی برای رو به رو شدن با وضعیت ویژه ای برای خودتان رسم کنید.

جمع بندی

فرقی ندارد که معاملات شما از کدام گونع یا شیوه باشد. در آخرچنانچه بتوانید فرایند بررسی معاملات را به یک عادت تبدیل کنید، حتماً به شما در شکل‌ گیری یک نگرش درست در خصوص راهبرد هایی که بکار میگیرید، کمک خواهد کرد.
 
بدون بررسی و بازبینی معامله ها احتمال دارد اشتباهات قدیم را مدام تکرار کنید و همین مسئله به‌ مرور زمان موجب ضعیف‌ شدن عملکرد معاملاتی شما می‌شود.
 
باید دقت داشت که موضوع بازنگری و بررسی، تکلیف مدرسه‌ نیست که مجبور به انجام آن باشید. چنانچه عمیقاً تلاش و میلی برای انجام آن نداشته باشید، فقط زمان خود را بیهوده صرف این کار کرده‌ اید.

توجه: مطالب این نوشته جنبه آموزشی دارد و توصیه سرمایه گذاری نیست و به هیچ وجه نباید مبنای تصمیم گیری برای معاملات شما قرار گیرد و آکادمی روشنی هیچ مسولیتی در قبال استفاده نادرست از این مطالب ندارد.

صفحه اینستاگرام ما را  دنبال کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *